العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
357
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
ما نامهء تو را خوانديم . ما عملى انجام ميدهيم كه تو را مسرور نمايد . اگر مايل باشى ما بيائيم و تو را از زندان خارج نمائيم ، ميائيم . وقتى فرستادهء آنان اين موضوع را به مختار خبر داد او براى اينكه شيعيان خواهانش شده بودند خوشحال شد . ولى در جواب آنان گفت : اين عمل را انجام ندهيد زيرا من همين روزها خارج خواهم شد . مختار شخصى را نزد عبد اللَّه بن عمر بن خطاب فرستاد و گفت : من مظلوم و زندانى شدهام . متصديان امر بر من بى جا بدبين شدهاند . خدا ترا رحمت كند براى دو نفر ظالم يعنى عبد اللَّه بن يزيد و ابراهيم بن محمّد نامهاى بنويس شايد مرا بلطف و منت خود از دست اينان خلاص كنى . و السلام عليك . عبد اللَّه بن عمر براى آنان نوشت : شما ميدانيد كه من با مختار نسبت دامادى دارم و از طرفى هم ميدانيد بين من و شما دوستى برقرار است . من شما را قسم مىدهم كه وى را پس از ورود نامهء من آزاد نمائيد . و السلام عليكم و رحمت اللَّه و بركاته . هنگامى كه آن دو نفر نامه ابن عمر را خواندند و از مختار كفيل خواستند گروهى از اشراف كوفه آمدند و كفالت دادند آنان ضمانت تعداد ده نفر از اهل كوفه را پذيرفتند . و مختار را قسم دادند كه بر آنان خروج نكند . اگر خروج كند تعداد هزار شتر بر در دروازهء كعبهء معظمه قربانى كند و كليهء غلامان زرخريد او آزاد باشند . مختار بدين وسيله خارج و داخل خانهء خويشتن گرديد . حميد ( بضم حاء ) ابن مسلم ميگويد : شنيدم مختار مىگفت : خدا آنان را بكشد ! چقدر جاهل و احمق هستند . زيرا آنان بايد بفهمند كه من بقسمى كه براى ايشان خوردم و عهدى كه كردم وفا خواهم نمود . اين قسمى كه من به خدا خوردم سزاوار است كه هر گاه من در بارهء امرى قسم بخورم ولى موضوعى را كه بر آن مقدم است پيش بيايد بايد آن را ترك و بموضوع بعدى عمل كنم و كفارهء قسم خود را بدهم و خارج شدن من از زندان مقدم بود بر زندانى بودنم .